درباره وبلاگ


" بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارید تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد. " ((کوروش بزرگ))
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
سرزمین عشق ایران




 

مشهورترین موسیقی‌دان‌های ایران در دوران قبل از اسلام به شرح زیر بودند:

 

باربد
سرکش
رامتین
بامشاد
آفرین
نکیسای چنگ نواز...

 



ادامه مطلب ...


چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: 02:50 ::  نويسنده : abria

  هنگامی که در تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایران سیر میکنیم، به افراد مختلفی برخورد میکنیم که تاثیرات عمیقی بر آن گذارده و یا آن را از نابودی حتمی نجات داده اند ولی متاسفانه ....

 



ادامه مطلب ...


چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: 02:28 ::  نويسنده : abria

 

 

 

 

کلمان هوار خاورشناس مشهور فرانسوی:

در زمان شاهنشاهی شاپور دوم (ذوالاکتاف) مسیحیانی که کلیسای ارتودوکس مرتد خطاب می شدند...



ادامه مطلب ...


چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: 02:18 ::  نويسنده : abria

 جملات زیبا کوروش کبیر, کورش کبیر, سخنان بزرگان

 

انان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند را هرگز هراسي از فراموشي نيست چرا كه جاودانند

 

 

 



ادامه مطلب ...


جمعه 16 مرداد 1394 :: 04:07 ::  نويسنده : abria

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر...



ادامه مطلب ...


چهارشنبه 26 تیر 1392 :: 22:25 ::  نويسنده : abria

 

آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود ...

 



ادامه مطلب ...


پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1392 :: 16:29 ::  نويسنده : abria

این منم کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه ، پادشاه پهناورترین سرزمین‌های آدمی ...



ادامه مطلب ...


دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 :: 09:51 ::  نويسنده : abria

بهرام روشن ضمیر در نشستی ،پیرامون « فروهر» :(( نیروی که تا زمان مرگ به پاکی روز نخست،می ماند)). فروهر ذره ای از وجود خداست...



ادامه مطلب ...


جمعه 13 بهمن 1391 :: 01:28 ::  نويسنده : abria

در میان پادشاهان ایران زمین بدون تامل می توان گفت کوروش کبیر  بزرگترین و نیک نام ترین پادشاهی است که ایرانیان به خود دیده اند ...



ادامه مطلب ...


سه‌شنبه 26 دی 1391 :: 16:24 ::  نويسنده : abria

 

ای خاک گهرخیز

ای سرمه چشمان همه غمزدگانت

ای پهنه تاریخ

من با تو و نام تو نفس می کشم از شوق

با یاد تو ایران

با یاد تو و آن همه فخری که تو را بود

با کوروش و دارا

با یاد سیاووش

با پنجه آرش

با یاد تو و رستم دستان

تهمینه عاشق

با یاد هزاران دل پر غصه مردان وزنانت

از جور و جفایی که تو بر دوش کشیدی

از گردش ایام چه دیدی و شنیدی

اسکندر و ویرانی و نیرنگ و تطاول

چنگیز که غرقابه خون بر سر هر کوچه به پا کرد

نا اهلی قاجار

بد مستی تاتار

افسوس و دریغ از غم نامردی ایام

ای مست دل آزرده خون ریخته در جام

هر گنج که در سینه پرمهر نهفتی

قومی به تطاول به جفا برد

از گردش ایام چه دیدی و شنیدی

ای خاک ستم دیده مغرور

اکنون چه گذشته است که خاموش نشستی؟

اکنون چه گذشته است که اغیار تو را حرمت

پیشین نگذ ارند؟

اکنون چه گذشته است

که هر ناکس بی اصلی

بر دامن پاک تو زند چنگ ...

ایران من ای سینه ام از عشق تو صد چاک

ای آه جگر سوز تو سر برده به افلاک

امروز چه فخری به تو دارد

این قوم که روزی

همه رویای کفی خاک تو را داشت

اکنون چه گذشته است...

 

 

فریدون فراهانی

 

 

 



چهارشنبه 20 دی 1391 :: 22:58 ::  نويسنده : abria

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران