<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://abria.loxblog.com</title>
<link>https://abria.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>دریای پارس</title>
<link>https://abria.loxblog.com/دریای-پارس</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/دریای-پارس</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;دریای پارس پیش ازهخامنشیان هم دریای ایرانی بوده است 
&nbsp;&nbsp;دست و پازدن چندش آور شیخ نشین های بی پیشینه و نو کیسه ی ساحل جنوبی خلیج فارس و پشتیبانان عربی و غربی آنان در زمینه ی تغییر نام تاریخی خلیج فارس ادامه دارد.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
(( دریای پارس پیش ازهخامنشیان هم دریای ایرانی بوده است ))
&nbsp;&nbsp;دست و پازدن چندش آور شیخ نشین های بی پیشینه و نو کیسه ی ساحل جنوبی خلیج فارس و پشتیبانان عربی و غربی آنان در زمینه ی تغییر نام تاریخی خلیج فارس ادامه دارد.
البته می دانیم در پس پشت این ادعا وادعاهای مالکیت بر تنب ها و ابوموسی، هدفهای سیاسی و اقتصادی گوناگونی نهفته است.به عنوان نمونه اگر ادعای شیخ نشین در مورد جزایر سه گانه جا افتاد(که بی هیچ گمانی چنین نخواهد شد) گستره ی حاکمیت آنان بر آب های ساحلی و منابع نفت و گاز نهفته در ژرفای خلیج فارس و غارت این منابع&nbsp; از سوی پشتیبانان غربی آنان افزایش خواهد یافت.
جز این، نظارت و حاکمیت ایران بر تنگه ی هرمز و آن بخش از آب های خلیج فارس، که ژرفای کافی برای آمد و شد کشتی های اقیانوس پیما و به ویژه نفت کش های سنگین را داراست، کاهش خواهد یافت.
در این میان ایرانیان بیش ازاندازه های لازم اسناد و مدارک برای واهی بودن این ادعاها در اختیار دارند و ارایه کرده اند البته بیشتر این اسناد و مدارک به دوران اسلامی ونیز دوران فرمانروایی هخامنشیان و پس از آن مربوط است وکمتر دیده شده که به پیشینه ی حاکمیت ایرانیان و پیش از هخامنشیان و مادها بر خلیج فارس اشاره می شده باشد.
پیش از آغاز تشکیل رسمی کشور ایران در دوران کوروش بزرگ فرمانروای هخامنشی، دو پادشاه بزرگ در ایران وجود داشت: پادشاه کیانیان در خاورایران بزرگ و پادشاهی ماد در غرب و جنوب.
البته در این زمان چند پادشاهی ایرانی کوچکترمانند : اورارتوها و مانانایی ها هم در بخش هایی از ایران زمین حکومت های مستقلی داشتند.
فرمانروایان ماد خلیج فارس را تحت فرمان داشتند و کشتی های ایشان بر آن دریاپویی نموده است.اما از آنجا که در آن زمان کشور ایران در گیر جنگ های بزرگ با همسایگان متجاوز غربی به ویژه آشوریان بود، بدیهی است که تاریخ نگاران کمتر به دریاپیمایی&nbsp; ایشان اشاره کرده باشند البته در مقایسه با نیروی دریایی ایران در دوران هخامنشی، نیروی دریایی ایران در دوران ماد بسیار نوپا و ساده می نمایاند.
اما همین نیروی دریایی کوچک هسته اصلی نیروی دریایی توانمند ایران در زمان هخامنشیان گردید که &quot; رزم ناوهای&quot; آن لرزه بر اندام هر متجاوز خام اندیشی می انداخت.
مورخان یونانی تا مدت ها هخامنشیان را به نام (مَدیا) می نامیدند و به جنگ های ایران و یونان جنگ های &quot; مَدی&quot; می گفتند. به گفته برخی مورخان، واژه مدیترانه به معنای &quot; دریای مادهاست&quot;.
اسب در ایران همواره منزلت ویژه ای داشته است. بسیاری از نام های ایرانی واژه اسب را در نهان خود دارند. مادها ، به ویژه درمنطقه ی &quot;نسا&quot; و &quot;ارمنستان&quot; کوچک ،بزرگترین پرورشگاه های اسب را در جهان باستان در اختیار داشتند و به سواره نظام نیرومندی مجهز بودند. 
تجارت اسب مادی و ارمنی در آسیای صغیر و جزیره های دریای مدیترانه، بطور غیر مستقیم رواج دریانوردی را در این دوران نشان می دهد. &nbsp;
در منابع یونانی از تابعیت ایرانی مردمان دریانورد سواحل کرمان و جزیره های خلیج فارس، ناحیه ی سکاها(سیستان) و منطقه ی پاریکانیان و دراویدیان (مکران و بلوچستان) زمان&nbsp; ایختو ویگو(آستیاگ شاه ماد) صحبت شده است. همچنین مادها در معماری چوب سدر،چوب سرو و قیر،که مواد پایه کشتی سازی هستند را بکار می برند.همزمان فینیقی ها،بابلی ها هندیان مصریان و یونانیان بازرگانی دریایی جهان را در دست داشتند.
فعالیت های کاخ سازی &quot;اورارتوها&quot; در کنار دریاچه ی &quot;وان&quot; با توجه به ارتباطات رودخانه ای آنجا با جهان پیرامون،نیز در استوره های ارمنی یاد شده است.
&quot;آگاثارخیدس&quot; مورخ یونانی مینویسد &quot;اریثراسپ&quot;، که حاکم بخشی از سواحل &quot;خلیج پارس&quot;بوده است، نخستین بار به دنباله گله اسبان خود که از شیری ترسیده و از تنگه ی هرمز گذشته و به جزیره ی قشم گریخته بودند به آنجا قدم گذاشته است.
این داستان با وجود اینکه واقعی به نظر نمی رسد،اما بیانگر این حقیقت است که ایرانیان دریای پارس را در حاکمیت داشتند و گله های خود را برای چرا به جزیره های آن میبردند.
تنی چند از مورخان یونانی نوشته اند: (( که آرامگاه اریثراسپ در جزیره ی&quot; اُراکتا Oracta&quot; یا &quot; اُگوریس Ogyris_ جزیره ی قشم&quot; قرار دارد و از آن رو خلیج پارس را&quot;اریتره&quot; می نامیدند اما آگاثارخیدس میگوید که ایثراسپ زمستان ها را در پاسارگاد می گذرانده است.)) البته لازم به توضیح است که منظور وی از پاسارگاد منطقه تحت حاکمیت قبایل پاسارگاد و نه پاسارگاد کنونی بوده که درزمان کوروش بزرگ ساخته شده است.
به گفته مورخان یونانی، در آن زمان زندگی جامعه ایرانی در دریای پارس بر پایه ی ماهیگیری، صید مروارید، بازرگانی و دریانوردی بوده است. در بندرهای آن روز ایران هم کالا و خدماتی همچون ساخت و تعمیر بادبان، تعمیر کشتی، طناب بافی و... به کشتی های رهگذر ارائه می شده است.
در زمان &quot;آژی دهاک&quot; یک کشتی ایرانی حامل مقادیر فراوانی طلاها را بر عهده چند غواص چیره ایرانی خلیج فارس(پارس) گذارده شد و&quot; آژی دهاک&quot; خود در عرشه کشتی بر این عملیات نظارت داشت....
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شیر زنان ایران پاک</title>
<link>https://abria.loxblog.com/شیر-زنان-ایران-پاک</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/شیر-زنان-ایران-پاک</guid>

<description><![CDATA[
از آنجا که بزرگترین کتابخانه ی ملی و تاریخی و علمی ایران(گندی &ndash; شاپور) توسط تازیان عرب به آتش کشیده شد و هزاران کتاب ایرانی ...
&nbsp;
از آنجا که بزرگترین کتابخانه ی ملی و تاریخی و علمی ایران(گندی &ndash; شاپور) توسط تازیان عرب به آتش کشیده شد و هزاران کتاب ایرانی به گفته مورخ و جامع شناس بزرگ عرب(ابن خلدون) نابود شد و به دریا ریخته شدند و بسیاری از بزرگان این سرزمین گمنام ماندندو اثری از آنها یافت نشد ولی با همه فراز و نشیب های یورش اسکندر گجستک و یورش تازی بدوی هنوز نام شیرزنان بزرگی از سرزمین مقدس ایران برای ما بجای مانده است که گوشه ای از نام و جنگاوریهایشان را در اینجا از نظر خواهید گذراند.&nbsp; 
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;پریسا تیس:
در لغت به معنای&quot; فرشته و زیبا&quot;.٬همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.
&nbsp;
آمسترس:
در لغت به معنی &quot;هم اندیش و پشتیبان و یار&quot;٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها میجنگید.
&nbsp;
کُردیه:
خواهر خردمند بهرام چوبین(در دوره ساسانیان).
بهرام چوبین که یکی از اهالی شهر خفر جهرم و از کردان بوده،و خواهر &quot;بهرام&quot; به نام &quot;کردیه&quot; همسر &quot;اردشیر بابکان&quot; بوده است. کردیه پس از برادرش ، فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد آنچنان بی باکی و شایستگی از خود نشان میداد که همگان رابه ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادرش در جنگ تن به تن با &quot;تور&quot; فرمانده نیروی خاقان چین، او را شکست میدهدو سپاهش را تار و مار میکند.
&nbsp;
&nbsp;
سوسن :
&quot;ملکه سوسن&quot; همسر یزد گردسوم که بنا به درخواست او، یزدگرد شهر &quot;جی&quot; را که بعده ها بنام &quot;یهودیه&quot; شهرت گرفت،بنا کرد و در آن مکان دین یهود (یهودیان)را سکنا داد. محله یهودی نشین همدان را هم همین ملکه بنا نمود.در&quot; لنجان&quot; نزدیک های اصفهان،یک مرکز دیگری موجود می باشد که از آثار همین ملکه می باشد که با نام جدید بنام &quot;پیربکران&quot; نام گزاری شده است. پیربکران شهر کوچکی در مرکز ایران(30کیلومتری غرب اصفهان) است و مقدس ترین عبادت گاه یهودیان در این شهراست.
پروفسور &quot;هرتسل&quot; باستان شناس آلمانی در یاداشت های خود در کتابی بنام تاریخ باستان شناسی ایران می گوید: (( درمنطقه ی فلاورجان اصفهان اثردیگری از ملکه سوسن همسر یزد گرد سوم یافتم که بنام &quot;پیربکران&quot;خوانده میشود.))
&nbsp;
منبع : ماه نامه ی امرداد _1389 خورشیدی
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>به یاد تو ای ایران</title>
<link>https://abria.loxblog.com/به-یاد-تو-ای-ایران</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/به-یاد-تو-ای-ایران</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
ای خاک گهرخیز
ای سرمه چشمان همه غمزدگانت 
ای پهنه تاریخ
من با تو و نام تو نفس می کشم از شوق
با یاد تو ایران
با یاد تو و آن همه فخری که تو را بود
با کوروش و دارا 
با یاد سیاووش
با پنجه آرش
با یاد تو و رستم دستان
تهمینه عاشق
با یاد هزاران دل پر غصه مردان وزنانت
از جور و جفایی که تو بر دوش کشیدی
از گردش ایام چه دیدی و شنیدی
اسکندر و ویرانی و نیرنگ و تطاول
چنگیز که غرقابه خون بر سر هر کوچه به پا کرد
نا اهلی قاجار
بد مستی تاتار
افسوس و دریغ از غم نامردی ایام
ای مست دل آزرده خون ریخته در جام
هر گنج که در سینه پرمهر نهفتی
قومی به تطاول به جفا برد
از گردش ایام چه دیدی و شنیدی 
ای خاک ستم دیده مغرور
اکنون چه گذشته است که خاموش نشستی؟
اکنون چه گذشته است که اغیار تو را حرمت 
پیشین نگذ ارند؟
اکنون چه گذشته است
که هر ناکس بی اصلی 
بر دامن پاک تو زند چنگ ...
ایران من ای سینه ام از عشق تو صد چاک
ای آه جگر سوز تو سر برده به افلاک
امروز چه فخری به تو دارد
این قوم که روزی 
همه رویای کفی خاک تو را داشت
اکنون چه گذشته است...
&nbsp;
&nbsp;
فریدون فراهانی
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ویژگی  های خاص کوروش بزرگ</title>
<link>https://abria.loxblog.com/ویژگی-های-خاص-کوروش-بزرگ</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/ویژگی-های-خاص-کوروش-بزرگ</guid>

<description><![CDATA[
در میان پادشاهان ایران زمین بدون تامل می توان گفت کوروش کبیر&nbsp; بزرگترین و نیک نام ترین پادشاهی است که ایرانیان به خود دیده اند ...
&nbsp;
در میان پادشاهان ایران زمین بدون تامل می توان گفت کوروش کبیر بزرگترین و نیک نام ترین پادشاهی است که ایرانیان به خود دیده اند اما حسن شهرت کوروش تنها به محدوده مرزهای ایران محدود نیست و به جرات میتوان گفت کوروش یکی از مشهورترین و خوش نام ترین پادشاهان دوره های گذشته در میان تمام ملل است. عده ای کوروش،اسکندر، قیصر و ژولیوس سزار را بزرگترین حاکمان کل تاریخ لقب داده اند.
برای کشف علت بزرگی کوروش دو ویژگی مهم را بر شمرده اند:
1-&nbsp;&nbsp;&nbsp; تمجید فراوان پیغمبران بنی اسراییل و تکرار فراوان نام او در کتب &quot;عهد عتیق&quot;
2-&nbsp;&nbsp;&nbsp; بنیان نهادن دولتی که از حیث وسعت تا آن زمان سابقه نداشته است. 
اما مرحوم پیرنیا صرف همین دو ویژگی را برای جاودان ماندن نام کورو کافی نمی داند و از علل دیگری هم در کنار این دلایل نام برد. او در کتاب سترگ خود، ایران باستان، این دلایل را این گونه شرح داده است : اگر قدری دقیق شویم روشن است که شئون کوروش از جهانگیری های ا نیست زیرا پیش از او هم مصر و بابل و آشور پادشاهانی عظیم الشان و جهانگیرانی نامی داشتند و آشور، زمانی حکمران تمام آسیای غربی و مصر بود. اگرچه وسعت ممالک او به وسعت ایران این زمان نمی رسید. شئون کوروش از طرز سلوک و رفتاری است که در مشرق قدیم برای اولین دفعه پدید آورد و سیاست ظالمانه و نابودکننده پادشاهان سابق را به خصوص سلاطین آشور را به سیاست رأفت و مدارا تبدیل کرد. برای نمونه آشور بانی پال (یکی از پادشاهان آشور) که پس از تسخیر عیلام نوشته شده است. به خاطر می آوریم ، حال آن که چنین کتیبه هایی به مضامین دیگر زیاد است : ((خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را تماماً به آشور کشیدم و در مدت یک ماه و یک روز کشور عیلام را به تمامی عرض آن جاروب کردم.من این مملکت را از عبور حشم و گوسفند و نیز از نغمات موسیقی بی نصیب ساختم، به درندگان و مارها و جانوران کویر و آهوان اجازه دادم که آن را فرو گیرند .))
در کتیبه های دیگر، خود پادشاهان آشور می بالند به این که هزاران زبان از مغلوبان کشیدند، فلان قدر تل از سرهای بریده بلند کردند و چنان فلاکت مملکت را زیر و زبر کردند که صدای حیوانی هم در آن جا شنیده نمی شود. پادشاهان آشور اطفال اسرا را در آتش می سوزانند، خود اسرا را به دست خود کور می کنند و این کار را عبادتی نسبت به خدایان خود می دانند.
سالم ماندن پادشاه مغلوب پس ا زاین که اسیرشد، واقعه ای است فوق العاده، زیرا عادت چنین است که باید خود را با کسان و همراهانش کشت.رفتار پادشاهان بابل و مصر هم با تفاوت هایی چنین بود. اگر این درندگی مظالم را با رفتار کوروش چنان که از مدارک و اسناد صحیحه و نوشته های مورخان عهد قدیم استنباط میشود، مقایسه کنیم، تفاوت هایی بین دو نوع سلوک می یابیم.پادشاهان و شاهزادگان مغلوب کشته&nbsp; نمی شوند، این که سهل است، از خواص و ملتزمان کوروش و دوست او میشوند مانند: کرزوس و تیگران. در شهرهای مسخر کشتار نمی شود. مقدسات ملل محفوظ و محترم می ماند. کوروش در بیانیه ها و فرامین خود از مقدسات ملل با احترام و تکریم اسم می برد، آن چه را که از ملل مغلوبه ربوده اند پس می دهد و از جمله موافق تورات پنج هزار و چهارصد ظرف طلا و نقره به بنی اسراییل رد میکند. معابد مغلوبه را می سازد و می آراید مانند: معابد اساهیل و ازیدا در بابل و امر به بنای معبد بزرگی در بیت المقدس.
پس از کشته شدن &quot;بلتشصر&quot; پسر پادشاه بابل، به حکم کوروش دربار پارس و تمام قشون ایران عزادار می شوند. در لیدیه کوروش یک والی از خود لیدی ها معرفی می کند.
شهر &quot;صیدا&quot; که به دست بخت النصر پست و ذلیل شده بوده،به دست کوروش بلند و دارای پادشاهی از خود می شود.
این گونه رفتار کوروش معلوم است که ناشی از اخلاق او بوده ولی خود این اخلاق تماماً از صفات شخصی یا فردی ناشی نیست بلکه باید گفت عقاید ایرانیان قدیم نفوذی در این نوع رفتار و کردار داشته، چنان که در جای خود این نکته روشن تر خواهد بود.راست است که دو نفر از شاهان هخامنشی ، کمبوجیه و اردشیرسوم را مورخان قدیم خیلی بد توصیف کرده اند،ولی این هم مسلم است که این دو نفر در اقلیت واقع شده اند.بالحاصل قضاوتی که درباره کوروش نظربه اسناد و مدارک و نوشته های مورخان عهد قدیم میتوان کرد، این است: (( او سرداری بود ماهر و سائسی بزرگ . او لیاقت خود را از حیث سرداری در جنگ با کرزوس نمود، زیرا موقع را تشخیص داده با سرعتی حیرت آور در بحبوحه زمستان تا قلب لیدیه تا خت و به دشمن مجال نداد از نو قوت گیرد.برگردانید دجله هم از کارهای فوق العاده است، زیرا دلالت میکند براین که مظک و ترتیب و اطلاعات نظامی در قشون کوروش استوار بوده.او اراده ای داشت قوی و عزمی راسخ حزمش کمتر از عزمش نبود، چون به عقل بیشتر متوسل می شد تا به شمشیر، تاکیفیات تسخیر سازد و بابل شاهد این معنی است.
سلوک کوروش با مردمان مغلوب دوره نوینی در تاریخ مشرق گشود که تا آمدن اسکندر به ایران امتداد یافته و آن را از دوره های پیش تمیز داد.))
بعضی مصنفان یونانی هم او را ستوده اند مثلاً آشیل ادیب و شاعر معروف یونانی در تراژدی خود موسوم به &quot;پارسی ها&quot; گوید: ((کوروش که یا فانی سعادتمندبود، به تبعه خود آرامش بخشید...خدایان او را دوست می داشتند، زیرا عقلی بود سرشار...)).
از تمجیدات &quot;کزنفون&quot;چیزی گفته می شود که فقط این عبارت او را می گوییم: (( او توانست دل های مردمان و ملل را طوری روبه خود کند که همه می خواستند جز اراده تو چیزی بر آن ها حکومت نکند .))
از جهانگیران عهد قدیم اسکندر برای کوروش، بزرگی نام او، احترامی مخصوص داشت.مورخان عهد جدید&nbsp; به اتفاق او را یک قائد تاریخی و شاهی بزرگ دانسته اند و هر یک درباره او تقریبا در زمینه هایی که گذشت به تمجیداتی قائل شده اند.&nbsp; 
فقط کنت گوبی در تمجیدات این شاه بزرگ غلو کرده،چنان که گفته:(( اوهیچگاه نظیرخود را در این عالم نداشته... این یک مسیح بود و مردی که درباره اش تقدیر مقرر داشته بود&nbsp; باید برتر از دیگران باشد.))
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نصایح اشو زرتشت</title>
<link>https://abria.loxblog.com/نصایح-اشو-زرتشت</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/نصایح-اشو-زرتشت</guid>

<description><![CDATA[
آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر...
- آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر- قبل از جواب دادن فکر کن- هیچکس را تمسخر مکن- نه به راست و نه به دروغ قسم مخور- خود برای خود، زن انتخاب کن- به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو- تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما- کسی را فریب مده تا دردمند نشوی- از هرکس و هرچیز مطمئن مباش- فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی-بیگناه باش تا بیم نداشته باشی-سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی- با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی- راستگو باش تا استقامت داشته باشی- متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی- دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی- معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی- دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی- مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی- سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی- روح خود را به خشم و کین آلوده مساز- هرگز ترشرو و بدخو مباش- در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند-اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده- دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین- چالاک باش تا هوشیار باشی-سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی- اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری- با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد- مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است واگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند- نیکی و سود خویش را در زیان دیگران مخواه- عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش و به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش&nbsp;- فاش نکردن اسرار مردم دلیل کرامت و بلندی همت است- شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد- عشق می ماند؛ انسان ها هستند که عوض می شوند&nbsp;- خوشبختی از آن کسانیست که خواهان خوشبختی دیگران باشند&nbsp;- اگر کسی را دوست داری، به او بگو . زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته میمانند، میشکنند&nbsp;- کسی که بر نفس خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>واینک « فروهر»...</title>
<link>https://abria.loxblog.com/واینک--فروهر</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/واینک--فروهر</guid>

<description><![CDATA[
بهرام روشن ضمیر در نشستی ،پیرامون &laquo; فروهر&raquo; :(( نیروی که تا زمان مرگ به پاکی روز نخست،می ماند)). فروهر ذره ای از وجود خداست... 
واینک &laquo; فروهر&raquo;...
بهرام روشن ضمیر در نشستی ،پیرامون &laquo; فروهر&raquo; :(( نیروی که تا زمان مرگ به پاکی روز نخست،می ماند)).
&laquo; فروهر ذره ای از وجود خداست و نه آفریده ی اواز همین روی، فروهر با دیگر نیروهای تشکیل دهنده ی هستی آدمی، متفاوت است. بنابراین فروهر نه تنها در همه ی موجودات (همه آفریده ها)هست، بلکه از یک یگانگی (وحدت) نیز برخودار است. چراکه وارون(برخلاف) روان، فروهر، آلودگی پذیر نیست و تا زمان مرگ به پاکی روز نخست می ماند.&raquo;
بهرام روشن ضمیر، افزون بر گفتار بالا پیرامون فروهر که یکی از نیروهای 5 گانه آدمی است، گفت:&laquo;بر پایه ی اوستا آدمی 5 نیرو دارد و یا بهتر است بگوییم از 5 نیرو ساخته شده است.&raquo;
وی این 5 نیرو را چنین خواند:
1-اَهو(جان): 
نیروی جنبش و یا حرکت و حرارت غریزی.انسان مانند همه ی آفریده ها، آگاهی هایی ذاتی در درون خود دارد که برای زندگی بایسته است. 
2-دین(دَئنا): 
دین در اوستا به مفهوم وجدان است اماسپس به کیش و آیین معنی شده است. 
3-درک(بئوذ):
بی گمان مهم ترین تفاوت انسان و دیگر آفریده ها در همین نیرو نهفته است. البته درک برابر با هوش و مغز نیست که با مرگ پایان بگیرد بلکه جاودانه است.
4-روان(روح):
&nbsp;شناسه ی (هویت) شخصی مستقل انسان هاست. در دیدگاه اوستا،انسان ها در اصل،روان هستند به همراه نیروهای دیگر و البته جسم. روان در آغاز زندگی انسان،پاک است اما با گذر زمان، آلودگی و تیرگی را پذیرفته و در جهان پس از مرگ پاسخ نیکی ها و بدی هایی که در این جهان کرده است را پس می گیرد.
5-فَروَهر(فره وشی):
در اوستا فروهر ذره ای از پرتو اهورایی است که آفریننده ی جهان در آدمیان به گذاشته است و این ذره پس از مرگ به سوی آفریننده باز می گردد.
روشن ضمیر با اشاره به این که روان به گناه آلوده می شود ولی فروهر از هر گونه پلیدی و ناپاکی به دور است، گفت :&laquo;در جهان بینی زرتشتی از آن جاییی که روان آلوده می شود بنایراین به بهشت یا دوزخ میرود و فروهر که پاک می ماند و ذره ای از خداست پس از مرگ به آفرننده باز می گردد.&raquo;
وی برپایه ی آموزه های اوستا، این نکته را یادآور شد که فروهر و روان هرگز به تن باز نمی گردند و در فلسفه ی &laquo;زرتشت&raquo; و کلا ایران باستان، تناسخ نداریم.
وی با اشاره به قرآن که در آن آمده که خداوند از روح خود در جسم آدمی دمیده است، گفت: &laquo;این درست برابراست با فروهر که ذره ای از وجود خداست در بدن انسان.&raquo; 
به گفته ی وی برخی روان و فروهر را با هم یکسان و برابر گرفته اند، در حالی که اوستا به روشنی، این دو را جدا می داند: &laquo;ما می ستاییم جان و وجدان و درک و روان و فروهر نیاکان را.&raquo;(یسنا_هات 26)
روشن ضمیر به نخستین ماه سال را که فروردین می نامند اشاره کرد و آن را برگرفته ازهمین فروهر دانست.
در فرهنگ زرتشتی 5 روز پایانی سال همگان به شست&nbsp; و شو خود و پیرامون شان(خانه تکانی) می پردازند و این خانه تکانی را آراسته شدن برای سال نو ندانسته و افزون بر آراستگی، به آرمانی دیگر اشاره کرد و گفت : &laquo;یکی از مهمترین شوندهای این دگرگونی به هنگام سال نو و تلاش برای نوآرایی و آراستگی این است که فروهر در گذشتگان ماه فروردین به میان خانواده هاباز می گردند و احترام به نیاکان در فرهنگ ایرانی از دیرباز جایگاهی بسیار ارزشمند داشته است.&raquo;
شگفتی اینجاست که با توجه به اینکه سده هاست که ایرانی ها مسلمان شده اند اما همچنان سنت خانه تکانی در میان آنان (نه دیگر مسلمانان) هست و هنوز خلق و خوی باستانی ایرانیان درباره ی درگذشتگان دگرگون نشده است.
واژه ی &laquo;فر&raquo; یا&laquo;فره&raquo; که در ادبیات باستانی ایران دیده میشود، فره ایزدی را گونه ی دستکاری شده ی همین فروهر برخواند.چراکه فره ی ایزدی نیز فروغ خداوند است که به انسان پیوسته و شوند خوشبختی او می شود.
به گفته ی روشن ضمیر فره ایزدی می تواند از انسان جدا شود در حالی که در جایی نداریم که فروهر پیش از مرگ از انسان جدا شود.بر همین پایه، روشن ضمیر،گفت:&laquo;میتوانیم فره ی ایزدی را گونه ای ویژه از فروهر بپنداریم که به انسان پیوسته و تا زمانی که با او باشد،شوند پیروزی او در کارها میشود.&raquo; 
&laquo;فره ی کیانی&raquo; در پیوند با استوره های ایرانی است و فره کیانی ویژه شاهان است.چراکه آریاییان باور داشتند که آنکه در گفتار و کردار و اندیشه برتر از دیگران باشد سزاوار پادشاهی است، بدین گونه مفهوم را ایجاد کرده اند. 
نخستین باستان شناسان این نشان را &quot;اهورامزدا&quot; (خداوند دانا و یگانه) دانستند چراکه از سویی می دیدند که زرتشتیان این نشان را در بالای در اتشکده ها و بر روی کتاب دینی خود میگذارند بنابراین چنین پنداشتند که این نشان یک نشان مذهبی است و از سویی دیگر در آثار هخامنشی احترامی بسیار به این نشان را می دیدند بنابراین نتیجه گرفتند که این نشان که پیرمردی بالدار را نشان می دهد نمادی از اهورامزدا است.
به گفته ی روشن ضمیر،مشکل از اینجا آغاز می گرددکه خود زرتشتیاندست از کشیدن خدا برداشته اند.اما همین باستان شناسان با نگاهی به تاریخ دیدند که هرگز در هیچ متن تاریخی نیامده که ایرانیان باستان از (زمان مادها تا یورش تازیان) خدای خود را به تصویر کشیده ویا از او مجسمه بسازند.بنابراین در پژوهش های نوین و به ویژه پژوهش هایی که به خود ایرانیان انجام شد، دیگر نشان فروهر،اهورامزدا،خوانده نشد همچنین این نشان در زمان داریوش در ایران نهایی شده و پس از آن دیگر دگدگون نشد و همه ی جهان می دانند که این نشان با این ویژگی ها از آن ایراینهاست.
وی کار برخی را که مرد سالخورده را از این نشان برمی دارند و فروهر را تنها با یک داره ی بالدار،نمایش میدهند، نادرست برخواندو گفت: &laquo;نشان دایره ی بالدار در خارج از ایران نیز هست و نمی تواند نمادی ایرانی باشد واز سویی دیگر این نماد ازآن شوشیان و به گمان بسیار، ایلامی هاست و آن پختگی و کاملی را نداشته و به نظر ناقص می رسد.&raquo;
روشن ضمیر به بخش های گوناگون فروهر پرداخت:
&laquo;مرد سالخورده نشان دهنده ی انسان خردمند باتجربه است که با بال های خود به سوی بالا اوج می گیرد. بال های آن سه طبقه دارند که نشانگر اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک است و بال های کوچک پایینی که او را به سمت پایین می کشند، نیز سه طبقه بوده و نشان از اندیشه بد،گفتار بد و کرداربد دارند. این بال ها 72پر دارند که ما را به یاد شمار ستون های آپادانا در تخت جمشید و شمار بخش های یسنای اوستا می اندازد. دو پایه یا دم که در دو سمت چپ و راست، هستند،نشانگر دو نیروی سپنته مینو(نیروی پیش برنده) و انگره مینو(نیروی بازدارنده) است. در میانه ی طرح یک دایره است که نشانگر خورشید و البته چرخش و حرکت دایره وار زندگی است یعنی هر چیزی به خودش باز می گرددو از سویی نشانگر فلسفه ی &quot;اشا&quot; است که کردار نیک و بد به گونه ی خود به خودی به کننده سی آن باز می گرددو هم نشانگر فلسفه ی فروهر است، نیرویی که از خداوند آمده و به خداوند باز می گردد. در دست مرد سالخورده،حلقه ای را که نشانه ی پیمان است می بینیم، پیمان با اهورامزدا. دست دیگر مرد سالخورده به نشانه ی احترام به سوی جلو گرفته شده است.&raquo; امروز نیز همچنان جهانیان حلقه را نشانه ی پیمان عشق میان خود می شمارند و این فلسفه، بی گمان از آیین ایران باستان برگرفته است..&nbsp;&nbsp; ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سخنان کورش بزرگ</title>
<link>https://abria.loxblog.com/سخنان-کورش-بزرگ</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/سخنان-کورش-بزرگ</guid>

<description><![CDATA[
این منم کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه ، پادشاه پهناورترین سرزمین&zwnj;های آدمی ...
این منم کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه ، پادشاه پهناورترین سرزمین&zwnj;های آدمی...
&nbsp;از بلندی&zwnj;های پارسوماش تا بابل بزرگ&nbsp; .
که جز آزادی آواز دیگری نیاموخته&zwnj;ام و آواز دیگری نخواهم آموخت.
هشدارتان می&zwnj;دهم او که به کشتن آزادی بیاید هرگز از هوای اهورا خوشبو نخواهد شد. بخشوده نخواهد شد. بزرگ نخواهد شد.
این سخن من است.
من به یقین و عدالت باور دارم.
من زندگی&zwnj;ها خواهم ساخت،
خوشی&zwnj;های بسیار خواهم آورد،
و ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد.
زیرا شادمانی او شادمانی من است. سلوک سربازان من سلوک پارسیان سرزمین من است.
ما برای آزادی مردمان آمده&zwnj;ایم،
تباهی و تیرگی از ما نیست،
وحشت و شقاوت از ما نیست،
تازیانه و تجاوز از ما نیست،
ما آورندگان آزادی مردمان هستیم.
تنها ترانه و شادمانی باشد. همین و دیگر هیچ&hellip;
این فرمان من و فرمان فرشتگان زمین است.
من پیام&zwnj;آور امید و شادمانی را دوست می&zwnj;دارم.
پیروزی باد بر سکون سایه را دوست می&zwnj;دارم، 
وزیدن زنده گندم زاران را دوست می&zwnj;دارم، 
خنیاگران و گهواره بانان را دوست می&zwnj;دارم،
محبت مردمان و آزادی&nbsp;آوازشان را دوست می&zwnj;دارم.
من راستی و درستی را دوست می&zwnj;دارم.
پس ای ستم&zwnj;دیدگان فراوانی و خوشی&zwnj;هایتان بسیار باد،
فرزندان برومند و برکت نانتان بسیار باد،
نان و نمک، خواب آرم و بیداری بارانتان بسیار باد...]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ازكجابه كجا رسيده ايم!</title>
<link>https://abria.loxblog.com/ازكجابه-كجا-رسيده-ايم</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/ازكجابه-كجا-رسيده-ايم</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود ...
&nbsp;
آيا ميدانيد :فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد
.
.
-آيا ميدانيد :در طول سلطنت داريوش كبير ۲۴۲ حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با ۲۴۲ مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه ۱۰ ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت
.
.
-آيا ميدانيد :داريوش در سال ۵۲۱ قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم
.
.
-آيا ميدانيد :داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده ۲۵ هزار كارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر ۵ روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر ۱۰ روز يكبار استراحت داشتند
.
-آيا ميدانيد :داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است
.
.
-آيا ميدانيد :تقويم كنوني ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي &quot;دني تون&quot; بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي ۵ عيد مذهبي و ۳۱ روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است
.
.
-آيا ميدانيد :داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند
.
.
-آيا ميدانيد :داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد
.
.
-آيا ميدانيد :اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد
.
.
-آيا ميدانيد :داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد
.
.
-آيا ميدانيد :داريوش در پايئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد
.
.
-آيا ميدانيد :داريوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد
.
.
-آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت
.
.
-آيا ميدانيد :اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس ۳ سال طول كشيد و كل ساخت كاخ ۸۰ سال به طول انجاميد
&gt;&gt;&gt;&gt;آيا ميدانيد :اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد.
.
.
-آيا ميدانيد :كمبوجيه فرزند كورش بدليل كشته شدن ۱۲ ايراني در مصر و اينكه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ايراني در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد. او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود.
.
.
-آيا ميدانيد :داريوش كبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر نهاد و براي همين مناسبت ۲ نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد
.
.
-آيا ميدانيد :داريوش كبير طرح تعليمات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي &nbsp;يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت...
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خاکستر</title>
<link>https://abria.loxblog.com/خاکستر</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/خاکستر</guid>

<description><![CDATA[
تو را یک جایی!
همین حوالی...
در کوچه پس کوچه های تاریک قلبم
گم کرده ام...
میان مه غلیظ از دود سیگارت
وجودم را به آتش میکشانی
در پی هر پک...
میان لبهایت خاکستر میشوم ...
فرو میریزم...
&nbsp;
سراینده : #پریساقاسمی_همدانی
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خزان امید</title>
<link>https://abria.loxblog.com/خزان-امید</link>
<guid>https://abria.loxblog.com/خزان-امید</guid>

<description><![CDATA[
زادروز مرگ آرزوهایم،
خزان سبز امیدست...
لبریز از ازدحام تنهایست!
باغ زخم خورده ام از باران...
منم آن آخرین برگ،
جدا افتاده از شاخساران...
سرآینده : پریساقاسمی همدانی]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:20:56 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

